فصلنامه ادبی داستانی خوانش

قاب عکس

قاب عکس
نویسنده: مسعود احمدی

بیرون زدیم

تا اواسط اتاق تا میان پرز غروب

درخت

هنوز آن‌جا بود

کنار تخت جنب باران نزدیک رخت‌های ولو

و هنوز از قاب

صدای قلب فرشته‌ها می‌آمد زمزمه‌ی ملایک عطر خدا

افق

باز هم زرد بود کمی کبود و اندکی نارنجی

که اتاق تنها شد

باران جرجر عکس دوباره رنگی

چه کسی

چای را دم کرد کی چه وقت میز را چید

این دمپایی‌ها کی جفت شدند این گلدان‌ها چه موقع پر از رازقی

و چه کسی

موی مرا مرتب کرد گیسوی تو را شانه و این شمع‌ها را روشن

و روشن

چراغی را

که در آسمان پنجره است در دو قدمی ما پشت شاخه‌های بید؟

 

مهر 1386

مربوط به ماهنامه شماره 7