فصلنامه ادبی داستانی خوانش

بر فراز آشیانه‌ی فاخته

بر فراز آشیانه‌ی فاخته
نویسنده: مهدی صمدانی

 

کلمات

اعصابم را از روی نسخه بر زمین می‌ریزند،

و زمین،

پایش را از روی نقشه ام

بر نمی دارد

برای بافتن یک زنجیر

همه دست به دست هم داده‌اید

 

o

 

ناخن‌های جویده،

روی صندلی خواب‌اند

و اتاق،

به تخت های اضافی حسادت می‌کند

و به هیزم‌ها

که جای‌شان گرم است

 

سر به هواتر از من،

آلزایمر شبگردی است

که سیگار به دست

از ستون‌های آگهی

پایین نمی‌آید

 

و تو تنها به من گیر می‌دهی

 

با این لباس سفید مسخره

فقط می‌توانم

چپق زمستان را چاق کنم

که بی‌دقت

روی کیسه‌های زغال نشسته

مربوط به ماهنامه شماره 13